هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

692

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

بخواهد به شكار اين جولگا بيايد ، لازم نيست كه شكارچى ديگر همراه بياورد ؛ كه اطلاع آنها در اين جولگا بيشتر از ساير شكارچيان است ، يقينا . از قرار تقرير صاحب‌منصبان و سربازان ، گويا از قراسو به آن طرف ، كوههاى زاخور و ارقيه‌سى مملو از شكار كوهى است ، كه در هيچ‌جا چنان شكارگاه نبوده و نيست . همان كوهها چسبيده به كوههاى قراچه‌داغ و ارشق و مغان است ، و همه‌اش آباد و پرعلف و آب ، و خوش‌هوا . در زمستان كه بسيار خوش‌هواست و برف بسيار كم به آن‌جاها مىافتد و « قشلاق » است ؛ در اين صورت ، البته بايد شكار زياد داشته باشد . از جولگاى مشكين الى شكارگاه ، يك فرسخ دو فرسخ است . در كوههاى طرف جنوبى مشكين « گراز » زياد ديده مىشود و « پلنگ » هم هست . كوههاى مشكين از كوه سبلان و غيره ، هيچ جنگل ندارد ، مگر كوه طرف جنوبى كه [ آن را ] گدوك شيخلار « 1 » مىنامند ، جنگل است ؛ اما نه مثل جنگل مازندران ، درخت‌هاى اينجا كوتاه‌قد و كوچك است . فرصت شكار براى اين چاكر از زيادى كار نظام از انضباط عمل كليه فوج و گرفته شدن كسر سرباز تا حال نشده است ، ليكن هفته [ اى ] يك روز به شكار « كبك » كه در درّه‌هاى جولگاست و شكار « بلدرچين » كه در صحرا فراوان است ، مىرود . صريح عرض مىشود كه در هيچ‌جا اين‌قدر « كبك » و « بلدرچين » نيست ، كه در مشكين است و يقينا شكار كوهى اين‌جا را هم هيچ‌جا ندارد . « 2 » جولگاى مشكين مثل اردبيل هموار نيست ، همهء اين محال پست و بلند و دره‌هاى بزرگ و كوچك و سنگلاخ ، مثل دامنهء البرز و شمرانات « 3 » تهران است . مشكين را بايد مثل شمرانات تصور كرد ، كه از نياوران الى قصر قاجار عرض مشكين است و در پايين قصر قاجار رودخانهء قراسو و آن طرف قراسو كوههاى شكارگاه ؛ ليكن آب [ و ] علف دره‌ها و پست [ و ] بلندى جولگاى مشكين فراوان [ است ] و مثل شمرانات خشك و سوخته نيست . « 4 »

--> ( 1 ) . شيخلار ( Sheyxlar ) ، روستايى است از توابع بخش مركزى شهرستان مشكين‌شهر در 25 كيلومترى جنوب آن و در 5 كيلومترى شمال انزان ، كه 1800 متر از سطح دريا ارتفاع دارد . ( 2 ) . در كوههاى طرف جنوبى مشكين كه جنگل است ، مثل جنگل دونا شكار « مرال » هم هست ، خرس هم هست . » ( حاشيهء مؤلف ) ( 3 ) . همان شميرانات ( Shemiranat ) امروز است . ( 4 ) . « همه‌جاى مشكين و دره‌هايش ، كلا علف است و شكار فراوان كبك و بلدرچين . » ( حاشيه مؤلف )